وقتی دوربین به جای خاطره، منبع استرس می‌شود

خیلی‌ها وقتی اسم عکس یا فیلم می‌آید، ناخودآگاه معذب می‌شوند، بعضی‌ها از عکس‌های گروهی فرار می‌کنند، بعضی‌ها دوربین تماس ویدیویی را خاموش نگه می‌دارند و بعضی دیگر اصلا دوست ندارند تصویرشان جایی ثبت شود. این حس برای بسیاری از افراد فقط یک سلیقه شخصی نیست، بلکه ریشه در نگرانی از ظاهر، ترس از قضاوت دیگران، تجربه‌های بد قبلی و حتی عادت به دیدن خود در آینه دارد.

در یک مهمانی دوستانه یک نفر موبایلش را بالا می‌آورد و می‌گوید بیاین یه عکس بگیریم، در همان لحظه، بعضی‌ها با لبخند جلو می‌روند، اما بعضی‌های دیگر شروع می‌کنند به صاف کردن موها، چرخیدن، عقب رفتن یا به دنبال بهانه‌ای برای در قاب عکس نبودن می‌گردند. در تماس‌های ویدیویی نیز همین اتفاق به شکل دیگری تکرار می‌شود، جایی که تصویر کوچک خودمان روی صفحه مدام جلوی چشم‌مان است و باعث می‌شود بیشتر از آنکه حواسمان به صحبت باشد، درگیر این شویم که الان چطور به نظر می‌رسم؟ همین چند ثانیه کافی است تا دوربین برای بعضی‌ها از یک ابزار ساده، به منبع استرس تبدیل شود.
راضی نبودن از ظاهر خود یکی از رایج‌ترین دلایل عکس یا فیلم نگرفتن است. خیلی‌ها وقتی جلوی دوربین قرار می‌گیرند، به‌جای اینکه لحظه را تجربه کنند، فورا سراغ ایرادهای ظاهری خودشان از وزن و فرم صورت گرفته تا پوست، مدل مو یا حتی حالت لبخند می‌روند. همین فکرها باعث می‌شود فرد احساس کند آماده نیست یا از قبل خودش را در عکس بد دیده است.
این حساسیت در دنیای امروز با توجه به اینکه شبکه‌های اجتماعی پر از عکس‌های مرتب، ویرایش‌شده و بی‌نقص می باشد بیشتر شده است. طبیعی است که خیلی‌ها خودشان را با همان تصویرهای فیلترشده مقایسه کرده و فکر کنند ظاهرشان در عکس معمولی کافی نیست. اما واقعیت این است که بیشتر آدم‌ها آن‌قدر که خودمان فکر می‌کنیم، به جزئیات ظاهری ما توجه نمی‌کنند.
برای بعضی‌ها مشکل اصلی فقط ظاهر نیست، بلکه حس در معرض بودن است. وقتی جلوی دوربین قرار می‌گیریم، انگار بخشی از کنترل از دست‌مان خارج می‌شود. دیگر نمی‌توانیم دقیق انتخاب کنیم که چه زاویه‌ای از ما دیده شود، چه لحظه‌ای ثبت شود یا چه چیزی در تصویر بماند. همین موضوع باعث می‌شود بعضی‌ها احساس آسیب‌پذیری کنند. یک عکس یا ویدیو، برخلاف یک لحظه معمولی، باقی می‌ماند، می‌توان آن را دوباره دید، برای دیگران فرستاد، در شبکه‌های اجتماعی گذاشت یا درباره‌اش نظر داد. برای همین، بعضی افراد از این می‌ترسند که یک تصویر نامناسب، مدت‌ها همراه‌شان بماند.
خیلی‌ها از همان اول می‌گویند من اصلا خوش‌ عکس نیستم، این جمله بیشتر از اینکه یک واقعیت قطعی باشد، تبدیل به یک باور ذهنی می‌شود. معمولاً این جمله از چند چیز شکل می‌گیرد؛ یکی اینکه چهره خودمان را بیشتر از آینه می‌شناسیم و دیدن نسخه‌ای متفاوت از خودمان در عکس، برایمان عجیب است. یکی دیگر این است که عکس‌های حرفه‌ای و تبلیغاتی را با خودمان مقایسه می‌کنیم، عکس‌هایی که معمولا با نور خوب، زاویه مناسب و گاهی ویرایش گرفته شده‌اند.
در حالی که خوش‌ عکس بودن فقط به زیبا بودن ربط ندارد. خیلی وقت‌ها یک عکس خوب، فقط یک لحظه طبیعی و واقعی را ثبت می‌کند، لحظه‌ای که در آن فرد خودش باشد و به دنبال کامل و بی‌نقص بودن نباشد.
تماس ویدیویی برای خیلی‌ها از عکس گرفتن سخت‌تر است. در تماس ویدیویی چهره خودمان مدام جلوی چشم‌مان است. همین تصویر کوچک باعث می‌شود به‌جای تمرکز روی حرف‌های دیگران، مشغول بررسی خودمان شویم. آیا صورتم خوب افتاده؟ نور درست است؟ چرا این‌قدر خسته به نظر می‌رسم؟

این نگاه مداوم به خود، اضطراب را بیشتر می‌کند. هرچه بیشتر خودمان را زیر نظر بگیریم، بیشتر معذب می‌شویم و همین ناراحتی دوباره خودش را در چهره و رفتارمان نشان می‌دهد. در واقع، مشکل فقط دوربین نیست، مشکل در قضاوت لحظه به لحظه خودمان است.
– بجای تمرکز بر خود بر چیز دیگری تمرکز کنید: یکی از بهترین راه‌ها برای کمتر شدن این حس، این است که توجه‌مان را از خودمان به بیرون منعطف کنیم یعنی به‌جای اینکه مدام تصویر خودمان را نگاه کنیم، روی آدم‌های مقابل، موضوع صحبت یا اتفاقی که در حال رخ دادن است تمرکز کنیم. در تماس ویدیویی، این یعنی به حرف‌های طرف مقابل گوش بدهیم، به محتوای جلسه فکر کنیم و کمتر درگیر تصویر خودمان باشیم. در عکس‌های گروهی یا موقعیت‌های اجتماعی نیز بهتر است به لحظه، آدم‌ها و فضایی که در آن هستیم توجه کنیم، نه اینکه فقط نگران نتیجه نهایی عکس باشیم. همین تغییر ساده در تمرکز، برای خیلی‌ها اضطراب را کمتر می‌کند.

– کم‌کم به دوربین عادت کنیم: اگر کسی مدت‌ها از دوربین دوری کرده، طبیعی است که یک‌باره نتواند با آن راحت شود. راه بهتر این است که کم‌کم به این موقعیت عادت کند. مثلا اول عکس‌هایی بگیرد که فقط خودش ببیند، بعد در جمع‌های کوچک‌تر عکس گرفته شود، بعد در تماس‌های ویدیویی کوتاه شرکت کند و به‌تدریج بیشتر در معرض دوربین قرار بگیرد. این کار کمک می‌کند دوربین از یک چیز ترسناک و عجیب، به یک بخش عادی از زندگی تبدیل شود. هرچه این تجربه بیشتر تکرار شود، حساسیت اولیه کمتر می‌شود.
پذیرفتن ظاهر، نه جنگیدن با آن: بخش زیادی از ناراحتی از دوربین، از این انتظار می‌آید که باید در هر عکس عالی به نظر برسیم. اما هیچ‌کس همیشه بی‌نقص نیست. حتی آدم‌هایی که در ظاهر خیلی خوب به نظر می‌رسند، در همه عکس‌ها یکسان دیده نمی‌شوند. وقتی یاد بگیریم که خوب بودن از بی‌نقص بودن مهم‌تر است، فشار روانی خیلی کمتر می‌شود. عکس قرار نیست ثابت کند ما کامل هستیم، قرار است یک لحظه را ثبت کند. همین نگاه ساده می‌تواند رابطه ما با عکس گرفتن را راحت‌تر کند.
تجربه‌های بد قبلی را نباید نادیده گرفت: بعضی وقت‌ها مشکل از یک تجربه ناخوشایند قدیمی شروع می‌شود مثلا عکسی که دوستش نداشتیم، مراسمی که در آن معذب بودیم یا حتی حرفی که کسی درباره ظاهرمان زده است. این خاطره‌ها ممکن است سال‌ها در ذهن بمانند و هر بار که دوربین نزدیک می‌شود، دوباره همان حس بد را زنده کنند. برای همین، اگر کسی از عکس گرفتن فرار می‌کند، همیشه دلیلش ساده نیست. گاهی یک تجربه بد قدیمی پشت ماجراست و همان باعث می‌شود دوربین برایمان یادآور یک حس ناخوشایند باشد.
در موقعیت‌های روزمره، چند کار ساده می‌تواند فشار را در مقابل دوربین کمتر کند. مثلاً در تماس‌های ویدیویی بهتر است دوربین هم‌سطح چشم باشد، نور از روبه‌رو باشد و پس‌زمینه شلوغ نباشد. اگر امکانش هست، پیش‌نمایش تصویر خود را کوچک‌تر کنیم یا کمتر به آن نگاه کنیم. در عکس‌های گروهی بد نیست به‌جای تمرکز روی نتیجه نهایی، روی خود جمع و لحظه‌ای که در آن هستیم توجه کنیم. در عکاسی‌های رسمی اگر عکاس آرام، حوصله‌مند و همراه باشد، خیلی از اضطراب‌ها کمتر می‌شود. گاهی فقط چند راهنمایی ساده درباره زاویه، ایستادن یا لبخند زدن می‌تواند تفاوت زیادی ایجاد کند.
اگر کسی آن‌قدر از دوربین می‌ترسد که از مهمانی، جلسه، کار یا جمع‌های خانوادگی دوری می‌کند، یا اگر این حس با اضطراب اجتماعی و نگرانی شدید از ظاهر همراه است، بهتر است موضوع جدی‌تر بررسی شود. در بعضی موارد، صحبت با روان‌شناس می‌تواند کمک کند ریشه اصلی این ناراحتی پیدا شود و راه‌های بهتر برای کنار آمدن با آن آموزش داده شود.