مداخله ارزی؛ راهکار کوتاهمدت یا سیاستی برای ثبات بازار؟
در پی افزایش نوسانات بازار ارز و رشد تقاضای احتیاطی، بانک مرکزی با اختصاص اولیه ۵۰۰ میلیون دلار به شبکه بانکی، تلاش کرده است عرضه ارز در مسیر رسمی را تقویت و از شدت نوسانات بازار بکاهد؛ اقدامی که بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که مداخله بانک مرکزی تا چه اندازه میتواند بر روند بازار اثر بگذارد.
تجربه نوسانات ارزی در سالهای گذشته نشان میدهد تزریق ارز به بازار به تنهایی نمیتواند زمینهساز ثبات پایدار باشد. محدودیت منابع ارزی، فشار نقدینگی، انتظارات تورمی و شرایط اقتصادی از جمله عواملی هستند که میتوانند اثر مداخلات بانک مرکزی را کاهش دهند.
در همین راستا، کارشناسان حاضر در نشست تحلیلی «مداخله بانکهای مرکزی در بازار ارز» تأکید کردند که در نظام «شناور مدیریتشده»، هدف اصلی سیاستگذار نباید تثبیت یک نرخ مشخص باشد، بلکه باید کاهش نوسانات شدید و نزدیک کردن نرخ ارز به سطح تعادلی باشد.
ضرورت بازتعریف نقش بانک مرکزی در بازار ارز
سعید بیات، مشاور بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، با اشاره به تجربه کشورهای در حال توسعه گفت: مداخله ارزی تنها به خرید و فروش مستقیم ارز محدود نمیشود و بانکهای مرکزی از ابزارهای مختلفی برای اثرگذاری بر بازار استفاده میکنند.
وی افزود: در شرایط افزایش شدید نرخ ارز، بانک مرکزی میتواند با فروش ارز از شدت افزایش قیمت بکاهد و در زمان کاهش شدید نرخ نیز با خرید ارز از بازار حمایت کند. بنابراین، کارایی مداخله باید بر اساس میزان منابع مصرفشده و میزان اثری که بر کاهش نوسانات ایجاد میکند، ارزیابی شود.
بیات تأکید کرد: در یک نظام شناور مدیریتشده، سیاستگذار نباید به دنبال تثبیت یک نرخ مشخص باشد، بلکه باید نرخ ارز را به سمت سطح تعادلی هدایت و از شکلگیری نوسانات شدید جلوگیری کند.
وی همچنین بر ضرورت تفکیک وظایف تجاری دولت از وظایف بانک مرکزی تأکید کرد و گفت: این پرسش باید مطرح شود که چرا بانک مرکزی باید ارز حاصل از فروش نفت و گاز را از دولت خریداری و سپس در بازار عرضه کند.
مشاور بانک مرکزی پیشنهاد کرد دولت بتواند ارز حاصل از صادرات نفت و گاز را مستقیماً در مرکز مبادله عرضه کند و دستگاههای مختلف نیز ارز مورد نیاز خود را از همین بازار خریداری کنند.
به گفته وی، این سازوکار میتواند موجب شود بانک مرکزی به جای درگیر شدن با عملیات خرید، فروش و تخصیص ارز، تمرکز بیشتری بر سیاستگذاری پولی و ارزی، مدیریت بازار و کنترل نوسانات داشته باشد.
تخصیص ارز کالاهای اساسی هم نوعی مداخله است
کوروش پرویزیان، رئیس پژوهشکده پولی و بانکی بانک مرکزی، نیز با اشاره به ساختار منابع ارزی کشور اظهار کرد: برای ارزیابی وضعیت منابع ارزی نباید تنها به ارقام ترازنامه توجه کرد و تعهدات و عملیات خارج از ترازنامه نیز باید مورد بررسی قرار گیرد.
وی افزود: تأمین ارز کالاهای اساسی، دارو، انرژی و برخی نیازهای امنیتی نیز نوعی مداخله در بازار ارز محسوب میشود، هرچند با خرید و فروش مستقیم ارز تفاوت دارد.
پرویزیان با اشاره به حوزه کشاورزی گفت: افزایش ظرفیت تولید داخلی نیازمند تأمین مناسب نهادههایی مانند ذرت و سایر اقلام مورد نیاز دام و طیور است و تخصیص ارز در این بخش ارتباط مستقیمی با امنیت غذایی کشور دارد.
وی درباره حوزه دارو نیز اظهار کرد: بخش عمده داروهای مورد نیاز کشور در داخل تولید میشود، اما تولید داخلی برای تأمین بخشی از مواد اولیه همچنان به واردات وابسته است و از این رو تأمین ارز این بخش اهمیت بالایی دارد.
بانک مرکزی به تنهایی قادر به حل مشکلات اقتصادی نیست
سیداحمدرضا جلالی نائینی، عضو هیأت علمی مؤسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامهریزی، با اشاره به محدودیت منابع بانک مرکزی گفت: نمیتوان انتظار داشت این نهاد با منابع محدود، تمام مشکلات بخشهای مختلف اقتصاد را از طریق بازار ارز جبران کند.
وی افزود: زمانی که سایر بخشهای اقتصاد با مشکل مواجه هستند، فشار زیادی برای حل این مشکلات به بازار ارز و بانک مرکزی منتقل میشود، در حالی که بانک مرکزی ابزار و منابع کافی برای مدیریت همه این مسائل را در اختیار ندارد.
جلالی نائینی با اشاره به تجربه یکسانسازی نرخ ارز در سال ۱۳۸۱ گفت: در آن دوره، شرایط نهادی و اقتصادی متفاوت بود و درآمدهای نفتی نیز امکان بیشتری برای مدیریت بازار ارز در اختیار دولت قرار میداد، اما تشدید تحریمها و کاهش درآمدهای نفتی، توان مداخله بانک مرکزی را محدودتر کرده است.
وی تأکید کرد: اصلاح ساختارهای اقتصادی، بودجه و چارچوب وظایف بانک مرکزی باید در کنار سیاستهای ارزی دنبال شود و نمیتوان انتظار داشت مداخله ارزی به تنهایی ثبات پایدار ایجاد کند.
ناکارآمدی بازارهای مالی و چالش نرخ ارز شناور
میثم خسروی، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران، نیز با اشاره به مباحث نظری درباره نرخ ارز شناور گفت: در شرایطی که بازارهای مالی با نقص و ناکارایی مواجه باشند، نرخ ارز لزوماً بر اساس عوامل بنیادین اقتصاد حرکت نمیکند و ممکن است با نوساناتی مواجه شود که از نظر اقتصادی مطلوب نباشد.
وی افزود: از این منظر، مداخله بانک مرکزی میتواند با هدف کاهش نوسانات شدید انجام شود و لزوماً به معنای تلاش برای تثبیت دائمی نرخ ارز نیست.
خسروی تأکید کرد: در بررسی مداخله ارزی باید میان خرید و فروش مستقیم ارز توسط بانک مرکزی و سیاستهایی که به صورت غیرمستقیم بر جریان ارز اثر میگذارند، تفاوت قائل شد.
وی همچنین گفت: الزام صادرکنندگان به بازگرداندن ارز، محدودیت جریان سرمایه و برخی سیاستهای تجاری نیز میتوانند بر بازار ارز اثرگذار باشند، هرچند ماهیت آنها الزاماً با مداخله مستقیم ارزی یکسان نیست.
ثبات بازار ارز در گرو اصلاحات بنیادی
مجموع دیدگاههای مطرحشده در این نشست نشان میدهد مداخله ارزی میتواند در کوتاهمدت از شدت نوسانات بازار بکاهد، اما اثرگذاری پایدار آن به مجموعهای از عوامل از جمله وضعیت ذخایر ارزی، شرایط اقتصاد کلان، انتظارات تورمی، سیاست مالی دولت و کارایی بازارهای مالی وابسته است.
بر این اساس، کارشناسان معتقدند بانک مرکزی باید از مداخلات هدفمند برای مدیریت نوسانات استفاده کند، اما همزمان اصلاح ساختارهای اقتصادی و تفکیک نقش سیاستگذاری از فعالیتهای تجاری نیز باید در دستور کار قرار گیرد؛ چراکه بدون اصلاح عوامل بنیادی، تزریق ارز به بازار بیشتر نقش مسکن کوتاهمدت خواهد داشت تا راهکاری برای ثبات پایدار.





















ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰