چهار شوک همزمان بر اقتصاد جهان؛ از جنگ و انرژی تا ال‌نینو و هوش مصنوعی

همزمانی جنگ‌های ایران و اوکراین، اختلال در بازار انرژی و مواد غذایی، شکل‌گیری یک ال‌نینوی قدرتمند و موج سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی، اقتصاد جهانی را با مجموعه‌ای از شوک‌های زنجیره‌ای روبه‌رو کرده است؛ شوک‌هایی که می‌توانند فشارهای تورمی، هزینه‌های انرژی و حمل‌ونقل و ریسک‌های پیش روی بازارهای مالی را افزایش دهند.

به گزارش قاب خبر به نقل از تلگراف، چهار عامل شامل جنگ در خاورمیانه، جنگ اوکراین، پدیده اقلیمی ال‌نینو و موج سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی، همزمان بر بازارهای جهانی اثر گذاشته‌اند. به نوشته این روزنامه، برهم‌کنش این عوامل می‌تواند فشار بر بازار کالاها را تشدید کرده و بانک‌های مرکزی را با دشواری بیشتری برای مهار تورم مواجه کند.

بازار کالاها زیر فشار چند شوک

افزایش قیمت انرژی در هفته‌های اخیر به‌سرعت به سایر بخش‌های اقتصاد سرایت کرده است. نفت خام برنت در روزهای اخیر بار دیگر به محدوده بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه بازگشته و همزمان قیمت فرآورده‌هایی مانند گازوئیل افزایش قابل توجهی داشته است.

در آمریکا، میانگین قیمت هر گالن گازوئیل در ۱۴ سپتامبر به ۶.۲۳ دلار رسید؛ سطحی که رکورد جدیدی محسوب می‌شود. افزایش قیمت گازوئیل از آن جهت اهمیت دارد که این سوخت در حمل‌ونقل جاده‌ای، کشاورزی، ساخت‌وساز و بخش‌های مختلف صنعتی کاربرد گسترده‌ای دارد و افزایش هزینه آن می‌تواند از مسیر زنجیره تأمین به قیمت کالاهای مصرفی منتقل شود. Anadolu Ajansı+۱

همزمان، افزایش قیمت نفت و نگرانی درباره اختلال در مسیرهای انتقال انرژی، هزینه حمل‌ونقل دریایی را نیز تحت فشار قرار داده است. بسته‌شدن یا محدودشدن مسیرهای مهم صادراتی در منطقه خلیج فارس، به‌ویژه در اطراف تنگه هرمز، ریسک بیشتری را متوجه بازار جهانی انرژی کرده است.

جنگ ایران و اوکراین؛ فشار مضاعف بر بازار انرژی

تلگراف، جنگ ایران و جنگ اوکراین را دو عامل اصلی شوک فعلی بازار انرژی می‌داند. در خاورمیانه، اختلال در صادرات نفت و عبور و مرور کشتی‌ها از مسیرهای کلیدی، نگرانی درباره عرضه جهانی نفت و فرآورده‌های نفتی را افزایش داده است.

در همین حال، حملات پهپادی اوکراین به تأسیسات انرژی و پالایشگاه‌های روسیه نیز بر بازار فرآورده‌های نفتی اثر گذاشته است. گزارش‌های اخیر نشان می‌دهد اختلال همزمان در تولید و پالایش نفت در چند منطقه مهم، بازار دیزل و سایر فرآورده‌ها را نسبت به خود قیمت نفت خام حساس‌تر کرده است. New York Times+۱

از نگاه اقتصادی، اهمیت این موضوع در آن است که افزایش قیمت نفت تنها به هزینه سوخت خودروها محدود نمی‌شود. گازوئیل در انتقال کالا، فعالیت ماشین‌آلات کشاورزی و حمل‌ونقل صنعتی نقش اساسی دارد؛ بنابراین تداوم قیمت‌های بالا می‌تواند هزینه تولید و توزیع را افزایش داده و فشار تورمی را به بخش‌های مختلف اقتصاد منتقل کند. Institute for Supply Management+۱

در چنین شرایطی، بازارهای مالی نیز تحت تأثیر قرار گرفته‌اند. بازده اوراق خزانه‌داری ۱۰ساله آمریکا در روزهای اخیر از مرز ۵ درصد عبور کرده است؛ اتفاقی که نشان‌دهنده افزایش هزینه تأمین مالی و نگرانی سرمایه‌گذاران درباره مسیر تورم و نرخ بهره است. New York Post

ال‌نینو؛ شوک اقلیمی در راه بازار غذا

سومین عامل مورد توجه این گزارش، ال‌نینو است؛ پدیده‌ای اقلیمی که با تغییر دمای آب‌های اقیانوس آرام می‌تواند الگوهای بارش و دمای هوا را در مناطق مختلف جهان تغییر دهد و بر کشاورزی، انرژی و حمل‌ونقل اثر بگذارد.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده در ماه‌های اخیر، احتمال شکل‌گیری یک ال‌نینوی بسیار قوی در سال ۲۰۲۶ افزایش یافته است و برخی پیش‌بینی‌ها آن را در زمره شدیدترین رخدادهای ثبت‌شده در دهه‌های اخیر قرار می‌دهند. Reuters+۱

اهمیت اقتصادی این پدیده از آنجا ناشی می‌شود که خشکسالی، سیل و تغییر الگوهای بارندگی می‌تواند تولید محصولات کشاورزی را کاهش دهد. در صورت همزمانی این اختلال با قیمت بالای سوخت و هزینه حمل‌ونقل، فشار بر بازار مواد غذایی می‌تواند افزایش پیدا کند.

مطالعه‌ای که پژوهشگران کالج دارتموث در سال ۲۰۲۳ منتشر کردند نیز نشان داد ال‌نینوهای شدید گذشته اثراتی فراتر از خسارت‌های مستقیم اقلیمی داشته‌اند. بر اساس این مطالعه، ال‌نینوی ۱۹۹۷-۱۹۹۸ با کاهش درآمد جهانی به ارزش حدود ۵.۷ تریلیون دلار در پنج سال پس از آن همراه بوده است؛ البته این رقم برآوردی پژوهشی است و به معنای خسارت نقدی مستقیم نیست. Dartmouth College+۱

هوش مصنوعی؛ سرمایه‌گذاری بزرگ و فشار بر منابع

چهارمین عامل، موج سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی است. توسعه مدل‌های بزرگ هوش مصنوعی به سرمایه‌گذاری گسترده در تراشه‌های پیشرفته، مراکز داده، شبکه برق، تجهیزات سرمایشی و زیرساخت‌های انتقال انرژی نیاز دارد.

در کوتاه‌مدت، این سرمایه‌گذاری‌ها می‌توانند تقاضا برای برق، تجهیزات، فلزات صنعتی و برخی مواد اولیه را افزایش دهند. از سوی دیگر، شرکت‌های فناوری برای توسعه مراکز داده به مقادیر قابل توجهی انرژی و زیرساخت نیاز دارند.

تلگراف استدلال می‌کند که هوش مصنوعی در بلندمدت می‌تواند بهره‌وری اقتصاد را افزایش داده و اثر ضدتورمی داشته باشد، اما در مرحله فعلی توسعه، سرمایه‌گذاری سنگین در زیرساخت‌های آن می‌تواند به افزایش تقاضا برای انرژی و برخی مواد اولیه منجر شود.

با این حال، بخش مربوط به «حباب هوش مصنوعی» ماهیتی تحلیلی دارد و پیش‌بینی درباره زمان یا شدت احتمالی ترکیدن چنین حبابی را نمی‌توان یک واقعیت قطعی تلقی کرد.

خطر اصلی؛ همزمانی شوک‌ها

آنچه این چهار عامل را از یکدیگر متمایز می‌کند، اثر جداگانه هرکدام نیست؛ بلکه احتمال تقویت متقابل آنهاست.

جنگ می‌تواند قیمت انرژی را بالا ببرد؛ انرژی گران‌تر هزینه کشاورزی و حمل‌ونقل را افزایش می‌دهد؛ اختلالات اقلیمی می‌تواند تولید محصولات غذایی را کاهش دهد و سرمایه‌گذاری گسترده در زیرساخت‌های هوش مصنوعی نیز تقاضا برای انرژی و برخی مواد اولیه را افزایش دهد.

در چنین شرایطی، بانک‌های مرکزی با یک مسئله دشوار مواجه می‌شوند: افزایش نرخ بهره می‌تواند به مهار تورم کمک کند، اما همزمان هزینه تأمین مالی را بالا برده و رشد اقتصادی را تحت فشار قرار می‌دهد. از سوی دیگر، کاهش نرخ بهره در شرایطی که شوک‌های عرضه همچنان پابرجا هستند، ممکن است روند کاهش تورم را دشوارتر کند.

آیا اقتصاد جهان در آستانه یک بحران تورمی است؟

پاسخ قطعی به این پرسش هنوز ممکن نیست. بخشی از فشارهای فعلی به تحولات ژئوپلیتیک و اختلال در عرضه مربوط است و شدت و مدت آن به مسیر جنگ‌ها، وضعیت کشتیرانی و بازگشت ظرفیت‌های تولید و پالایش بستگی دارد.

از سوی دیگر، اثر ال‌نینو نیز به شدت و مدت این پدیده و واکنش دولت‌ها و بازارها بستگی خواهد داشت. پژوهش‌های گذشته نشان می‌دهند که ال‌نینو می‌تواند آثار اقتصادی قابل توجهی داشته باشد، اما اندازه دقیق اثر یک رخداد جدید را نمی‌توان صرفاً بر اساس تجربه سال‌های گذشته تعیین کرد. PubMed+۱

در مورد هوش مصنوعی نیز دو سناریو متفاوت مطرح است: ادامه سرمایه‌گذاری و افزایش بهره‌وری در بلندمدت، یا کاهش ناگهانی سرمایه‌گذاری در صورت افت ارزش‌گذاری شرکت‌های فناوری. اینکه کدام مسیر غالب شود، به درآمد واقعی شرکت‌ها، میزان بهره‌وری حاصل از هوش مصنوعی، هزینه انرژی و سرعت توسعه زیرساخت‌ها بستگی خواهد داشت.

در مجموع، اقتصاد جهانی اکنون با مجموعه‌ای از ریسک‌های همزمان روبه‌روست؛ اما تبدیل این ریسک‌ها به یک بحران فراگیر، به مدت و شدت هر شوک و همچنین واکنش دولت‌ها، بانک‌های مرکزی و فعالان بازار بستگی دارد.

آنچه فعلاً روشن است، افزایش فشار بر بازار انرژی، رشد هزینه سوخت و حمل‌ونقل و بازگشت نگرانی‌های تورمی است؛ شرایطی که می‌تواند ماه‌های پیش رو را برای سیاست‌گذاران اقتصادی و بازارهای جهانی به دوره‌ای پرریسک تبدیل کند.