مولانا در سه قاب؛ از میراث فارسی و قونیه تا بازخوانی جهانی
به گزارش قاب خبر: مولانا در ایران، ترکیه و دیگر نقاط جهان با روایتها و خوانشهای متفاوتی شناخته میشود. در ایران، جایگاه او بیش از همه با «مثنوی معنوی»، «دیوان شمس» و تاریخ ادبیات و عرفان فارسی پیوند دارد. در ترکیه، نام او با شهر قونیه، آرامگاه و سنت مولویه و آیین سماع گره خورده است. در جهان، بهویژه در جوامع انگلیسیزبان، مولانا به چهرهای شناختهشده در حوزه عشق، خودشناسی و معنویت تبدیل شده است.
این تفاوتها حاصل شیوههای گوناگون حفظ، تفسیر و بازنمایی میراث مولاناست. بررسی این خوانشها نشان میدهد که یک شاعر فارسیزبان چگونه در بسترهای فرهنگی مختلف، گاه بهعنوان یکی از قلههای ادبیات کلاسیک، گاه بهعنوان محور یک سنت عرفانی و آیینی و گاه بهعنوان چهرهای جهانی در ادبیات و معنویت معاصر معرفی شده است.
مثنوی؛ دروازه ورود به جهان مولانا
«مثنوی معنوی» با یکی از شناختهشدهترین آغازهای تاریخ ادبیات فارسی شروع میشود:
«بشنو از نی چون حکایت میکند
از جداییها شکایت میکند»
در این ابیات، نی به واسطهای برای روایت جدایی تبدیل میشود؛ تصویری که در ادامه مثنوی، در ارتباط با مجموعهای از حکایتها، تمثیلها و تأملات عرفانی گسترش مییابد.
مولانا در ادامه میگوید:
«هر کسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من»
این بیت میتواند یکی از کلیدهای فهم تفاوت خوانشهای مولانا باشد. «نینامه» دروازه ورود به جهانی است که در آن روایت، تجربه انسانی و معناهای عرفانی در هم تنیدهاند؛ جهانی که امکان خوانشهای متفاوت را نیز فراهم میکند.
مولانا در ایران؛ شاعر، عارف و میراثدار ادب فارسی
در ایران، شناخت مولانا بیش از همه بر آثار ادبی و عرفانی او استوار است. «مثنوی معنوی» با ساختار «داستان در داستان»، تمثیلها و روایتهای تعلیمی، مفاهیمی مانند شناخت خویشتن، رابطه انسان با خدا، فاصله میان ظاهر و باطن و دگرگونی درونی را روایت میکند.
مولانا در این اثر از داستانهای دینی، حکایتهای اخلاقی و روایتهای روزمره بهره میگیرد تا مفاهیم پیچیده عرفانی را در قالب داستان بیان کند.
در مقابل، «دیوان شمس» بیشتر با غزلهای پرشور، موسیقی زبان، تصاویر عاشقانه و بیان تجربههای عرفانی شناخته میشود. این دو اثر، دو مسیر متفاوت برای مواجهه با اندیشه مولانا فراهم میکنند: «مثنوی» بیشتر روایتی تعلیمی و حکایتمحور دارد و «دیوان شمس» جهان شعر، شور و تجربه عرفانی را با زبانی متفاوت بازتاب میدهد.
از این منظر، مولانا در ایران تنها یک عارف صاحب اندیشه نیست؛ شاعری است که با بهرهگیری از ظرفیتهای ادب فارسی، تجربههای پیچیده انسانی و عرفانی را به شعر و روایت تبدیل کرده است.
اندیشه و بیان مولانا، با ارجاعهای گسترده به قرآن و حدیث، مفاهیم عرفان اسلامی، شیوه روایتپردازی و بازیهای معنایی، شبکهای پیچیده از معنا را شکل میدهد. به همین دلیل، جدا کردن ابیات از بافت اصلی میتواند به شکلگیری برداشتهای تازه منجر شود و در عین حال، بخشی از معنای تاریخی و ادبی آنها را نیز کمرنگ کند.
مولانا در جهان فکری اسلام قرون میانه میزیست و اندیشه او از سنتهای دینی و عرفانی آن دوره تأثیر پذیرفته بود.
در سال ۲۰۲۳، مجموعه آثار مولانا شامل «مثنوی معنوی»، «دیوان شمس» یا «دیوان کبیر»، «مجالس سبعه»، «مکتوبات» و «فیه ما فیه»، با همکاری ایران، ترکیه، تاجیکستان، بلغارستان، آلمان و ازبکستان در فهرست حافظه جهانی به ثبت رسید.
مولانا در ترکیه؛ قونیه، سماع و سنت مولویه
اگر در ایران زبان و متن ادبی از محورهای اصلی شناخت مولاناست، در ترکیه پیوند او با آیینهای عرفانی نمود ویژهای دارد.
مولانا بخش مهمی از زندگی خود را در قونیه، در قلمرو سلجوقیان روم، گذراند و در همین شهر درگذشت. آرامگاه و موزه مولانا در قونیه امروزه از مهمترین مراکز معرفی و بزرگداشت میراث او به شمار میروند.
یکی از مناسبتهای مهم در قونیه، «شب عروس» یا «شب عَروس» (Şeb-i Arus) است که در سنت مولویه برای سالگرد درگذشت مولانا به کار میرود. این عنوان، مرگ را نه صرفاً پایان زندگی، بلکه در چارچوبی عرفانی بهعنوان نوعی وصال معنوی تفسیر میکند.
مراسم بزرگداشت سالانه مولانا در قونیه، مخاطبانی از کشورهای مختلف را به این شهر میکشاند و مولانا را به بخشی از زندگی فرهنگی و گردشگری قونیه تبدیل کرده است.
آیین سماع مولوی نیز یکی از شناختهشدهترین جلوههای میراث مولانا در ترکیه است. مولویه، طریقتی صوفیانه است که پس از درگذشت مولانا و در بستر فعالیت پیروان و خاندان او شکل گرفت و در دورههای بعد در قلمرو عثمانی گسترش یافت. از این رو، میان شخصیت تاریخی مولانا و تحول تاریخی سنتهایی که بعدها به نام او شکل گرفت، باید تمایز قائل شد.
آیین سماع مولوی در سال ۲۰۰۸ در فهرست میراث فرهنگی ناملموس بشریت یونسکو به نام ترکیه ثبت شد.
مولانا در جهان؛ از شاعر عرفانی تا چهرهای جهانی
در دهههای اخیر، مولانا در جهان، بهویژه در جوامع انگلیسیزبان، از محدوده مطالعات ادبی و عرفانی فراتر رفته و به چهرهای شناختهشده در حوزه عشق، خودشناسی و معنویت تبدیل شده است. اشعار او در کتابهای ترجمهشده، محافل ادبی، رسانهها و شبکههای اجتماعی بازنشر میشوند و بخشهایی از آثارش در زمینههایی مانند رشد فردی و ارتباط انسانی مورد توجه قرار گرفتهاند.
با این حال، تصویری که مخاطب جهانی از مولانا دریافت میکند، الزاماً با تصویری که از مطالعه متن فارسی او به دست میآید یکسان نیست. ترجمه، گزینش و بازنویسی، در شکلگیری این تصویر نقش مهمی دارند.
یکی از چهرههای مؤثر در گسترش محبوبیت مولانا در آمریکا، کولمن بارکس، شاعر و استاد زبان و ادبیات انگلیسی، است. او با بازآفرینی انگلیسی شعرهای مولانا، زبانی معاصر و قابلدسترس برای مخاطبان عمومی فراهم کرد و در افزایش توجه به آثار او نقش داشت.
با این حال، بارکس فارسی نمیدانست و در بسیاری از موارد از ترجمههای انگلیسی پیشین برای بازآفرینی شعرها استفاده میکرد. به همین دلیل، آثار او را در همه موارد نمیتوان ترجمهای مستقیم و دقیق از متن فارسی دانست. بازنویسی آزاد میتواند مخاطبان تازهای را با شعر مولانا آشنا کند، اما ممکن است در انتقال برخی مفاهیم، تصاویر و ارجاعات فرهنگی تغییراتی ایجاد کند.
پژوهش ابوالفضل حری در سال ۲۰۱۱ درباره ترجمههای بارکس، مسئله بومیسازی شعر مولانا در زبان انگلیسی را بررسی میکند. امیر صداقت نیز در کتاب Translating Rumi into the West: A Linguistic Conundrum and Beyond که در سال ۲۰۲۳ منتشر شده، به دشواریهای زبانی و فرهنگی انتقال شعر مولانا به زبانهای غربی پرداخته است.
کدام مولانا به مخاطب جهانی معرفی میشود؟
در بسیاری از بازنماییهای عامهپسند، سه مضمون در شعر مولانا برجسته میشوند: عشق بهعنوان نیرویی برای عبور از خودمحوری، خودشناسی و دگرگونی درونی، و پذیرش و همدلی در روابط انسانی.
این مضامین در آثار مولانا حضور دارند؛ مسئله اصلی، شیوه گزینش و ارائه آنهاست. هنگامی که چند بیت از یک غزل یا بخشی از مثنوی از متن اصلی جدا میشود، ممکن است به پیامی مستقل درباره زندگی و روابط انسانی تبدیل شود و پیوند آن با قرآن، احادیث، اصطلاحات عرفانی و ساختار ادبی شعر کمرنگ شود.
این روند به معنای بیاعتبار بودن همه خوانشهای معاصر نیست. مخاطبان میتوانند از شعر مولانا برداشتهای شخصی داشته باشند، اما میان برداشت شخصی، ترجمه آزاد و معنای تاریخی متن باید تفاوت قائل شد.
درباره این موضوع دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. برخی مترجمان و پژوهشگران معتقدند بخشی از بازنویسیهای محبوب غربی، مولانا را بیشتر بهعنوان آموزگار معنویت عمومی معرفی میکنند و زمینه اسلامی آثار او را کمرنگ میسازند. در مقابل، پژوهشگران دیگری بر اهمیت شناخت پیوند شعر مولانا با اسلام و تصوف تأکید دارند.
مولانای جهانی را نیز نباید تنها به مخاطبان آمریکا و اروپا محدود کرد. آثار او در زبانها و جوامع گوناگون ترجمه و تفسیر شده و در دانشگاهها، محافل عرفانی و مطالعات ادبی مورد توجه قرار گرفتهاند. با این حال، میزان استقبال و شیوه دریافت آثار او در زبانها و فرهنگهای مختلف یکسان نیست.
سه تصویر از مولانا؛ سه شیوه مواجهه با یک میراث
مهمترین تفاوت در تصویر ساختهشده از مولانا، به میزان توجه به زمینه تاریخی و جغرافیایی آثار او بازمیگردد. مطالعه متن فارسی امکان بررسی دقیقتر ساختار شعر و ارجاعات آن را فراهم میکند؛ سنت مولویه بر ابعاد آیینی و عرفانی تأکید دارد و برخی بازنماییهای عامهپسند جهانی، بیشتر بر تجربه فردی و پیامهای عمومی تمرکز میکنند.
مولانا در ایران بیشتر از مسیر زبان فارسی، آثار ادبی و سنت عرفانی شناخته میشود؛ در ترکیه، قونیه، آرامگاه و آیین سماع، جنبه مکانی و آیینی میراث او را نمایندگی میکنند؛ و در جهان، ترجمه و بازآفرینی آثارش امکان ارتباط با مخاطبان و فرهنگهای گوناگون را فراهم کرده است.
هیچیک از این تصویرها بهتنهایی تمام اندیشه و میراث مولانا را در بر نمیگیرد. شناخت جامعتر او مستلزم توجه همزمان به زبان فارسی آثار، زمینه تاریخی و اسلامی اندیشه او، جغرافیای زندگی شاعر و نقش ترجمه در گسترش شهرت جهانی اوست.


















ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰