انتخاب رشته زیر سایه اضطراب؛ والدین چگونه کنار فرزندانشان باشند؟
به گزارش قاب خبر: کارنامه آمده است؛ حالا یک عدد مقابل چشم داوطلب قرار دارد که قرار است بخشی از مسیر آینده او را مشخص کند. پس از ماهها درس خواندن، آزمون دادن و انتظار کشیدن، نوبت انتخاب رشته رسیده است؛ مرحلهای که برای برخی داوطلبان حتی پراسترستر از خود کنکور به نظر میرسد.
این روزها در بسیاری از خانهها سؤالهای مشابهی تکرار میشود: «چه رشتهای انتخاب کنیم؟»، «با این رتبه کجا قبول میشوی؟»، «فلان رشته بهتر نیست؟» یا «اگر این انتخاب را انجام بدهی و قبول نشوی چه؟»
نتایج اولیه کنکور سراسری ۱۴۰۵ اعلام شده و داوطلبان در حال بررسی کارنامه و انتخابهای خود هستند. دفترچههای انتخاب رشته نیز منتشر شده و داوطلبان باید متناسب با رتبه و وضعیت کارنامه خود، انتخابهایشان را انجام دهند. اما میان همه این اعداد، جدولها و کدرشتهمحلها نباید فراموش کرد که پشت هر رتبه، یک جوان ایستاده است که ممکن است در این روزها بیش از همیشه به آرامش و حمایت نیاز داشته باشد.
وقتی یک رتبه به نگرانی تبدیل میشود
برای یک داوطلب، رتبه فقط یک عدد نیست. ممکن است آن را نتیجه ماهها تلاش خود بداند و احساس کند آیندهاش به همین عدد وابسته است.
یکی از نگرانیهای رایج داوطلبان این است که «نکند انتخاب اشتباهی داشته باشم؟» یا «اگر رشتهای را انتخاب کنم و بعد بفهمم به آن علاقه ندارم چه؟» خانواده نیز نگرانیهای خود را دارد. پدر و مادری که ماهها شاهد تلاش فرزندشان بودهاند، طبیعی است که بخواهند بهترین انتخاب برای او رقم بخورد؛ اما همین نگرانی اگر به شکل فشار، پرسشهای مداوم یا مقایسه با دیگران بروز کند، میتواند اضطراب داوطلب را افزایش دهد.
یکی از داوطلبان میگوید: «بعد از اعلام نتایج، بیشتر از خود رتبه، حرف اطرافیان من را نگران کرد. هرکسی یک پیشنهاد داشت. یکی میگفت این رشته آینده ندارد، یکی میگفت حتماً فلان رشته را بزن و دیگری میگفت با این رتبه حیف است فلان رشته را انتخاب کنی.»
اینجاست که نقش خانواده اهمیت پیدا میکند.
والدین قرار نیست به جای فرزند انتخاب کنند
انتخاب رشته زمانی میتواند نتیجه بهتری داشته باشد که داوطلب، خانواده و مشاور در کنار یکدیگر قرار بگیرند و تصمیم نهایی بر اساس اطلاعات درست و شناخت واقعی از تواناییها و علاقههای فرد گرفته شود.
والدین میتوانند درباره شرایط دانشگاه، رفتوآمد، هزینهها، شهر محل تحصیل و آینده شغلی رشتهها با فرزندشان گفتوگو کنند؛ اما این همراهی نباید به معنای انتخاب کردن به جای او باشد.
به جای اینکه پدر یا مادر بگوید «این رشته را انتخاب کن»، میتوان پرسید: «خودت درباره این رشته چه فکر میکنی؟» یا به جای اینکه گفته شود «با این رتبه باید فلان رشته را بخوانی»، بهتر است پرسیده شود: «بین این رشتهها کدام را بیشتر دوست داری و چرا؟»
همین تغییر ساده در نوع گفتوگو میتواند فضای خانه را آرامتر کند.
مقایسه نکنید
یکی از رفتارهایی که میتواند فشار روانی داوطلب را افزایش دهد، مقایسه او با دوستان و آشنایان است.
اینکه گفته شود «پسر فلانی با رتبه بهتر چه رشتهای قبول شد» یا «دختر فلانی پزشکی میخواهد بخواند»، شاید در نگاه اول گفتوگویی معمولی باشد، اما برای داوطلبی که درباره آینده خود نگران است، میتواند این پیام را داشته باشد که «من به اندازه کافی خوب نیستم.»
در روزهای انتخاب رشته، شاید بهتر باشد خانواده به جای مقایسه کردن، بیشتر شنونده باشد و اجازه دهد داوطلب درباره نگرانیها و خواستههایش صحبت کند.
ترس از «انتخاب اشتباه» را بیشتر نکنیم
بخش دیگری از اضطراب داوطلبان به ترس از آینده مربوط است؛ «اگر اشتباه انتخاب کنم چه؟»، «اگر رشتهای را انتخاب کنم و دوستش نداشته باشم چه؟» یا «اگر قبول نشوم چه؟»
این پرسشها طبیعی است. قرار نیست والدین همه نگرانیها را با یک جمله از بین ببرند، اما میتوانند کمک کنند داوطلب این نگرانیها را منطقیتر ببیند.
انتخاب رشته مهم است، اما نباید این تصور ایجاد شود که با یک انتخاب، تمام زندگی فرد برای همیشه تعیین خواهد شد. مسیر تحصیل و شغل برای بسیاری از افراد در طول زندگی تغییر میکند و ممکن است فرد در دانشگاه به علاقه جدیدی برسد، مهارت دیگری یاد بگیرد یا پس از فارغالتحصیلی وارد حوزهای متفاوت شود.
بنابراین بهتر است به جای ترساندن داوطلب از «انتخاب اشتباه»، به او کمک کنیم اطلاعات بیشتری به دست آورد و تصمیم آگاهانهتری بگیرد.
والدین هم اضطراب دارند
البته نگرانی والدین را نیز نباید نادیده گرفت. آنها ماهها درگیر کنکور فرزندشان بودهاند و طبیعی است که بخواهند نتیجه این تلاشها را در بهترین شکل ممکن ببینند.
یکی از والدین میگوید: «خودمان هم استرس داریم. بالاخره آینده بچهمان برایمان مهم است، اما سعی میکنیم نگرانی خودمان را به او منتقل نکنیم. شاید چیزی که یک بچه در این شرایط بیشتر از هر چیزی نیاز دارد، این باشد که بداند اگر انتخابش مطابق انتظار ما هم نبود، باز حمایتش میکنیم.»
حمایت خانواده البته به معنای بیتفاوت بودن نسبت به انتخاب رشته نیست. خانواده میتواند در بررسی دفترچه، شرایط رشتهها، شهر محل تحصیل، هزینهها، امکانات دانشگاه و آینده شغلی نقش مهمی داشته باشد؛ اما تصمیم نهایی باید بر پایه گفتوگو و شناخت شکل بگیرد، نه فشار.
«چه رشتهای دوست داری؟» جایگزین «چه رشتهای قبول میشوی؟»
شاید یکی از بهترین کارهایی که والدین میتوانند در این روزها انجام دهند، تغییر نوع سؤالهایشان باشد.
به جای اینکه مدام بپرسند «با این رتبه کجا قبول میشوی؟»، بپرسند «چه کاری را دوست داری؟»
به جای «پزشکی میتوانی بیاوری؟»، بپرسند «آیا واقعاً به پزشکی علاقه داری؟»
و به جای «این دانشگاه بهتر است»، بپرسند «چه چیزهایی در انتخاب دانشگاه برای تو مهمتر است؟»
این سؤالها به داوطلب فرصت میدهد درباره خودش فکر کند و تنها به دنبال پیدا کردن یک «قبولی» نباشد.
انتخاب رشته باید بر اساس مجموعهای از عوامل انجام شود؛ از علاقه و تواناییهای فرد گرفته تا شرایط رشته، دانشگاه، محل تحصیل و چشمانداز شغلی. بنابراین رتبه مهم است، اما تنها معیار تصمیمگیری نیست.
آرامش خانه، بخشی از فرایند انتخاب رشته است
در روزهایی که خانوادهها ساعتها درباره رشتهها، دانشگاهها و احتمال قبولی صحبت میکنند، شاید لازم باشد بخشی از روز اصلاً درباره کنکور و انتخاب رشته صحبت نشود.
یک داوطلب ممکن است نیاز داشته باشد چند ساعت از فضای انتخاب رشته فاصله بگیرد، قدم بزند، با دوستانش صحبت کند یا فقط استراحت کند. اینکه والدین هر چند ساعت یکبار بپرسند «انتخاب رشتهات را انجام دادی؟» لزوماً به تصمیم بهتر منجر نمیشود.
گاهی کمی فاصله گرفتن از فضای پراسترس کمک میکند فرد با ذهن آرامتری دوباره سراغ انتخابهایش برود.
اگر داوطلب مردد است، عجله نکنیم
تردید در این مرحله طبیعی است. تعداد زیاد رشتهها، تفاوت دانشگاهها، شرایط بومی، هزینهها و آینده شغلی میتواند تصمیمگیری را دشوار کند.
اگر داوطلب بین چند انتخاب مردد است، بهتر است خانواده به جای تحمیل یک گزینه، کمک کند اطلاعات دقیقتری درباره انتخابها به دست آورد. استفاده از نظر مشاور متخصص نیز میتواند در این مرحله مفید باشد؛ البته مشاوره نباید به معنای تصمیم گرفتن به جای داوطلب باشد.
یک رتبه، ارزش یک جوان را تعیین نمیکند
شاید مهمترین پیامی که خانوادهها باید در این روزها به فرزندانشان منتقل کنند این باشد که نتیجه کنکور، ارزش و شخصیت آنها را تعیین نمیکند.
ممکن است رتبه یک داوطلب مطابق انتظارش نباشد، رشته مورد علاقهاش را به دست نیاورد یا حتی در انتخاب رشته دچار تردید شود. هیچکدام از این اتفاقها به معنای پایان راه نیست.
یک مادر میگوید: «به بچهام گفتم هر نتیجهای که شده، تمام شده. حالا باید ببینیم با شرایطی که داریم چه انتخابی میتوانیم داشته باشیم. نمیخواهم احساس کند اگر رتبهاش آن چیزی نشده که میخواسته، ما از او ناامید شدهایم.»
شاید همین جمله ساده برای یک داوطلب بیشتر از دهها توصیه و تحلیل رتبه آرامشبخش باشد.
والدین در روزهای انتخاب رشته چه کنند؟
اجازه دهند فرزندشان درباره نگرانیهایش صحبت کند و بلافاصله برای هر مسئله راهحل ارائه ندهند.
او را با دوستان، اقوام و همکلاسیها مقایسه نکنند.
درباره رتبه و انتخاب رشته مدام سؤال نپرسند.
تصمیمگیری را به یک گفتوگوی خانوادگی تبدیل کنند، نه جلسه بازخواست.
اطلاعات رشتهها و دانشگاهها را همراه با فرزندشان بررسی کنند.
در صورت اختلاف نظر، دلایل خود را توضیح دهند، اما به علاقه و نظر فرزند نیز توجه کنند.
از جملاتی مانند «اگر این رشته را نخوانی، آینده نداری» که میتواند اضطراب را افزایش دهد، پرهیز کنند.
در صورت تردید جدی، از مشاور متخصص کمک بگیرند.
زمانی را در طول روز به دور از فضای کنکور و انتخاب رشته اختصاص دهند.
مهمتر از همه، به فرزندشان اطمینان دهند که حمایت خانواده وابسته به نتیجه انتخاب رشته نیست.
انتخاب رشته، یک تصمیم مهم است؛ نه یک آزمون دوباره
کنکور برای داوطلبان تمام شده، اما مرحله دیگری آغاز شده است؛ مرحلهای که شاید به اندازه آزمون به آرامش و تمرکز نیاز داشته باشد.
حالا دیگر قرار نیست داوطلب چیزی را به کسی ثابت کند. قرار نیست با انتخاب رشته رضایت همه را به دست آورد. او باید با توجه به رتبه، علاقه، تواناییها و شرایط واقعی زندگی، بهترین انتخاب ممکن را انجام دهد.
والدین نیز میتوانند به جای اضافه کردن نگرانی، بخشی از این بار را از دوش فرزندشان بردارند. گاهی بهترین کمک خانواده این نیست که بگوید «کدام رشته را انتخاب کن»؛ شاید کافی باشد بگوید:
«آرام باش. با هم بررسی میکنیم. قرار نیست آیندهات را در یک روز و با عجله تعیین کنیم. ما کنارت هستیم.»
انتخاب رشته، تصمیمی مهم است، اما پایان مسیر نیست. آنچه در این روزها اهمیت بیشتری دارد، این است که جوانی که میخواهد وارد مسیر دانشگاه و زندگی حرفهای شود، این مسیر را با احساس حمایت و اعتماد آغاز کند، نه با ترس و اضطراب.


















ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰