طلا از دلار جلو زد؛ تغییر آرام در ذخایر بانکهای مرکزی
به گزارش قاب خبر: بانکهای مرکزی جهان در سالهای اخیر، در سکوت خبری، روند خرید طلا را افزایش دادهاند؛ روندی که اکنون نشانههایی از تغییر جایگاه این فلز گرانبها در سبد ذخایر رسمی کشورها را آشکار کرده است.
بر اساس گزارش ژوئن ۲۰۲۶ بانک مرکزی اروپا درباره نقش بینالمللی یورو، سهم طلا از ذخایر رسمی جهان به حدود ۲۷ درصد رسیده است؛ در حالی که این سهم در پایان سال ۲۰۲۴ حدود ۲۰ درصد بود. در همین دوره، سهم اوراق خزانهداری آمریکا از ذخایر رسمی جهان از حدود ۲۵ درصد به ۲۲ درصد کاهش یافته است.
بر پایه این دادهها، طلا برای نخستین بار از سال ۱۹۹۶ سهمی بالاتر از اوراق خزانهداری آمریکا در مجموع ذخایر رسمی جهان پیدا کرده است؛ تغییری که نه حاصل یک تصمیم ناگهانی، بلکه نتیجه انباشت تدریجی طلا در سالهای گذشته است.
خرید مستمر در اوج قیمتها
دادههای شورای جهانی طلا نشان میدهد بانکهای مرکزی جهان طی چهار سال متوالی، بهطور میانگین سالانه حدود هزار تن طلا خریداری کردهاند؛ رقمی که تقریبا دو برابر میانگین سالانه ۵۰۰ تن در دهه پیش از آن است.
پیشبینیهای سال ۲۰۲۶ از سوی بانک جیپی مورگان، شورای جهانی طلا و شرکت استیت استریت گلوبال ادوایزرز نیز خرید سالانه بانکهای مرکزی را در محدوده ۷۵۰ تا ۸۵۰ تن برآورد میکنند؛ سطحی که حتی در صورت کاهش نسبت به اوج سالهای اخیر، همچنان از نظر تاریخی بالا محسوب میشود.
نکته قابل توجه این است که این روند در دورهای ادامه پیدا کرده که قیمت طلا نوسانات قابل توجهی داشته است. قیمت طلا در ژانویه ۲۰۲۶ به حدود ۵۵۸۹ دلار در هر اونس رسید، اما در ماههای بعد حدود ۲۵ تا ۲۷ درصد کاهش یافت و در ماه ژوئیه به پایینترین سطح هشتماهه رسید.
با وجود این اصلاح قیمتی، نظرسنجی شورای جهانی طلا از مدیران ذخایر طلای بانکهای مرکزی در سال ۲۰۲۶ نشان داد ۴۵ درصد آنها انتظار دارند طی ۱۲ ماه آینده ذخایر طلای خود را افزایش دهند و ۸۹ درصد نیز پیشبینی میکنند مجموع ذخایر طلای بانکهای مرکزی جهان، مستقل از تغییرات قیمت، همچنان افزایش یابد.
بر اساس تحلیل مطرحشده در این گزارش، این آمار نشان میدهد خرید طلا از سوی بانکهای مرکزی لزوما تابع نوسانات کوتاهمدت قیمت نیست و تصمیمگیری درباره آن بیشتر به تخصیص دارایی و ترکیب بلندمدت ذخایر ارتباط دارد.
اقتصادهای نوظهور در صف خرید طلا
افزایش ذخایر طلا عمدتا در میان اقتصادهای نوظهور دیده میشود. اقتصادهای پیشرفته، از جمله آمریکا و منطقه یورو، بخش قابل توجهی از ذخایر طلای جهان را در اختیار دارند و در سالهای اخیر عمدتا حجم ذخایر خود را ثابت نگه داشتهاند.
در مقابل، کشورهایی مانند لهستان، ازبکستان، قزاقستان، چین و برزیل از خریداران فعال سالهای اخیر بودهاند. لهستان در سهماهه نخست سال ۲۰۲۶ حدود ۳۱ تن به ذخایر طلای خود افزوده است.
نگرانی از تمرکز ذخایر در دلار
یکی از مهمترین انگیزههایی که مدیران ذخایر در نظرسنجیها به آن اشاره کردهاند، نگرانی درباره وابستگی بیش از حد به یک ارز واحد است. تمرکز بخش بزرگی از ذخایر در داراییهای دلاری، کشورها را در معرض تصمیمات سیاست پولی و مالی آمریکا قرار میدهد؛ تصمیماتی که سایر کشورها در فرآیند اتخاذ آنها نقشی ندارند.
این نگرانی پس از سال ۲۰۲۲ افزایش یافت؛ زمانی که مسدود شدن بخش قابل توجهی از ذخایر ارزی روسیه نشان داد داراییهای ذخیرهای یک کشور که در نظام مالی کشور دیگری نگهداری میشود، میتواند در نتیجه تصمیمات سیاسی از دسترس خارج شود.
طلا، بهویژه زمانی که در داخل کشور نگهداری شود، با چنین سازوکار مسدودسازی مواجه نیست و همین ویژگی یکی از عواملی است که در تحلیلهای مربوط به افزایش خرید بانکهای مرکزی مورد توجه قرار گرفته است.
با این حال، این روند یکطرفه نیست. روسیه در سال ۲۰۲۶ به فروش خالص طلا ادامه داده و ترکیه و صندوق دولتی نفت جمهوری آذربایجان نیز در مقاطعی در سمت فروشندگان قرار گرفتهاند. تحلیلگران ذخایر ارزی، این اقدامات را عمدتا به نیازهای نقدینگی داخلی نسبت دادهاند، نه لزوما تغییر رویکرد نسبت به جایگاه طلا.
متنوعسازی ذخایر در کنار متنوعسازی تجارت
افزایش خرید طلا را میتوان در چارچوب گستردهتر تلاش برخی اقتصادها برای کاهش وابستگی به داراییها و جریانهای مالی تحت تاثیر یک کشور واحد بررسی کرد.
چین طی سالهای گذشته تلاش کرده است وابستگی تجاری خود به آمریکا را کاهش داده و روابط تجاری خود را با آسهآن، اتحادیه اروپا و سایر بازارها گسترش دهد. در حوزه مدیریت ذخایر نیز افزایش سهم طلا میتواند بخشی از همین رویکرد متنوعسازی باشد؛ با این تفاوت که موضوع اینجا، تنوعبخشی به داراییهایی است که ثروت ملی کشورها در قالب آنها نگهداری میشود.
از این منظر، خرید طلا تنها واکنشی به افزایش قیمت این فلز نیست و میتواند بخشی از یک راهبرد بلندمدت برای کاهش تمرکز ذخایر در داراییهای دلاری باشد.
تغییر آرام در ترکیب ذخایر جهان
برای فعالان بازار طلا، یکی از پیامدهای مهم این روند آن است که بخشی از تقاضای موجود ممکن است کمتر به نوسانات کوتاهمدت قیمت وابسته باشد. بانکهای مرکزی، برخلاف معاملهگران کوتاهمدت، با افق زمانی بلندتری درباره ترکیب ذخایر تصمیم میگیرند.
با این حال، افزایش سهم طلا به معنای پایان سلطه دلار یا کنار رفتن اوراق خزانهداری آمریکا از جایگاه دارایی اصلی ذخیرهای جهان نیست. اوراق خزانهداری آمریکا همچنان از مهمترین و نقدشوندهترین داراییهای ذخیرهای جهان محسوب میشود و تغییرات مورد اشاره در این گزارش نیز در یک بازه چندساله شکل گرفته است.
آنچه اهمیت دارد، تغییر تدریجی در ترکیب ذخایر رسمی جهان است؛ تغییری که ممکن است در هیاهوی روزانه قیمت طلا کمتر دیده شود، اما تداوم آن میتواند یکی از تحولات ساختاری مهم در مدیریت ذخایر بانکهای مرکزی در سالهای آینده باشد.




















ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰