خانواده؛ پناهگاهی برای سلامت جسم و روان
خانه فقط چهاردیواری نیست؛ برای بسیاری از ما نخستین پناهگاهی است که در روزهای سخت به آن بازمیگردیم. با این حال، تحصیل، ازدواج، مهاجرت، کار و تغییر سبک زندگی باعث شده فاصله میان اعضای خانواده بیشتر از گذشته شود.
فرزندی که برای تحصیل به شهر دیگری رفته، والدینی که به دلیل کار از فرزندان دور شدهاند یا عضوی از خانواده که زندگی مستقلی را آغاز کرده است، همگی ممکن است تجربه مشابهی داشته باشند؛ فاصلهای که اگر با گفتوگو و توجه همراه نشود، بهتدریج به فاصلهای عاطفی تبدیل خواهد شد.
دلتنگی در چنین شرایطی فقط یک احساس گذرا نیست. وقتی ارتباط میان افراد کاهش پیدا میکند، احساس تنهایی نیز میتواند پررنگتر شود و بر سلامت روان و کیفیت زندگی اثر بگذارد.
ارتباط خانوادگی؛ بیشتر از یک احوالپرسی ساده
گزارشی در پایگاه سلامت «WebMD» بر نقش ارتباط با خانواده و اطرافیان در سلامت روان و جسم تأکید دارد. بر اساس این گزارش، ارتباط با دیگران صرفاً راهی برای باخبر شدن از وضعیت یکدیگر نیست، بلکه میتواند بخشی از شبکه حمایت عاطفی و روانی افراد باشد.
جان نورثمن، روانشناس اهل بوفالو در ایالت نیویورک، احساس ارتباط با دیگران را عاملی مؤثر در تقویت شادی و سلامت روان و جسم میداند. به گفته او، افرادی که احساس میکنند ارتباط مناسبی با خانواده و اطرافیان خود دارند، معمولاً شرایط جسمی و روانی بهتری را تجربه میکنند و کمتر در معرض افسردگی قرار میگیرند.
به باور این روانشناس، ارتباط خانوادگی احساس حمایت و پیوند را تقویت میکند. خانواده برای بسیاری از افراد نخستین جایی است که هنگام مواجهه با مشکلات به آن مراجعه میکنند. اگر گفتوگو و ارتباط میان اعضای خانواده کاهش پیدا کند، این شبکه حمایتی نیز ممکن است بهتدریج ضعیف شود.
حمایت خانواده فقط پول و امکانات نیست
حمایت خانوادگی شکلهای مختلفی دارد و الزاماً به معنای کمک مالی نیست.
آنیتا ونجلیستی، استاد دانشگاه تگزاس و ویراستار کتاب «راهنمای ارتباط خانوادگی»، ارتباط را یکی از عوامل شکلگیری و تداوم خانواده میداند. به باور او، اعضای خانواده در جریان گفتوگو فقط اطلاعات را منتقل نمیکنند، بلکه رابطه خود را نیز حفظ و تقویت میکنند.
گاهی حمایت خانوادگی در قالب یک جمله محبتآمیز یا گوش دادن بدون قضاوت به حرفهای یک عضو خانواده ظاهر میشود. گاهی تشویق و تأیید تلاشهای فرد، اعتمادبهنفس او را افزایش میدهد. احساس تعلق نیز شکل دیگری از حمایت است؛ اینکه فرد بداند جایی دارد که در آن پذیرفته شده و به آن تعلق دارد.
ارائه تجربه و اطلاعات، کمک در حل مشکلات و حتی حمایتهای ملموس مانند کمک مالی یا فرستادن وسایل مورد نیاز نیز بخشهایی از این شبکه حمایتی هستند.
وقتی تلفن همراه جای گفتوگوی واقعی را میگیرد
گسترش تلفن همراه و شبکههای اجتماعی، ارتباط با اعضای خانواده را آسانتر کرده است؛ اما هر ارتباطی الزاماً به معنای شکلگیری یک رابطه عاطفی عمیق نیست.
آرتور بودین، روانشناس و رئیس پیشین انجمن روانشناسی آمریکا، معتقد است ارتباط نوشتاری میتواند زمینهساز سوءتفاهم شود. در پیامک یا ایمیل، بسیاری از نشانههای ارتباط حضوری مانند لحن صدا، حالت چهره، نگاه و زبان بدن وجود ندارد و همین مسئله ممکن است باعث شود منظور واقعی فرد بهدرستی منتقل نشود.
با این حال، ونجلیستی معتقد است آنچه اهمیت بیشتری دارد، شیوه استفاده از ابزار ارتباطی است. حتی یک پیام کوتاه و محترمانه میتواند بهتر از بیخبری کامل باشد و به فرد نشان دهد که همچنان برای خانواده اهمیت دارد.
ارتباط را به اجبار تبدیل نکنید
فاصله گرفتن از خانواده همیشه به معنای بیتوجهی نیست. فرزندی که برای تحصیل یا کار از خانه دور شده، ممکن است برنامهای متفاوت داشته باشد و نتواند در زمانهای مشخص تماس بگیرد.
بودین درباره والدینی که فرزندشان در دانشگاه تحصیل میکند، توصیه میکند تماس خانوادگی به اجبار تبدیل نشود. اصرار برای تماس هر شب یا هر هفته و ایجاد احساس گناه در صورت پاسخ ندادن، ممکن است نتیجهای برخلاف هدف اولیه داشته باشد.
به جای سرزنش میتوان با لحنی آرام احوال فرد را پرسید، پیام کوتاهی فرستاد یا درخواست تماس کرد، بدون اینکه از او انتظار پاسخ فوری داشت. چنین رفتاری هم علاقه و توجه خانواده را نشان میدهد و هم به استقلال فرد احترام میگذارد.
گفتوگوهای ساده، رشتههای محکم
قرار نیست هر گفتوگوی خانوادگی درباره مسائل بزرگ و جدی باشد. گاهی صحبت درباره وضعیت هوا، یک اتفاق بامزه، حیوان خانگی، همسایهها، سلامتی یا حتی اتفاقی معمولی که در طول روز افتاده، میتواند ارتباط میان اعضای خانواده را زنده نگه دارد.
ونجلیستی معتقد است بسیاری از افراد تصور میکنند گفتوگوی خانوادگی باید همیشه عمیق و معنادار باشد، در حالی که بخش قابل توجهی از روابط از همین صحبتهای ساده روزمره شکل میگیرد.
وقتی اعضای خانواده درباره اتفاقهای کوچک زندگی با یکدیگر صحبت میکنند، در واقع اجازه میدهند زندگی روزمرهشان همچنان بخشی از زندگی یکدیگر باشد.
برای حفظ رابطه، لازم نیست منتظر یک اتفاق مهم، یک مشکل جدی یا یک مناسبت خاص بمانیم. یک احوالپرسی کوتاه، فرستادن عکس، تعریف کردن یک اتفاق معمولی یا پرسیدن نظر یکی از اعضای خانواده درباره موضوعی ساده، میتواند رشته ارتباط را زنده نگه دارد.
گاهی سلامت یک رابطه خانوادگی با کارهای بزرگی حفظ نمیشود؛ با همین چند دقیقه گفتوگو، چند کلمه محبتآمیز و این اطمینان ساده که «هنوز حواسمان به هم هست» ادامه پیدا میکند.





















ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰